بسم الله الرحمن الرحیم

ما معتقدیم تنها راه حل نجات از تمام معضلات بشری و تنها راه ایجاد یک جامعه آرمانی که خوشبختی را به طور کامل و برای همیشه به انسان هدیه کند، فقط «توحیدِ من» است. توحید فقط به این معنا نیست که خدا یک است و دو نیست! ما اشتباهاً تصور می کنیم که حالا که مسلمان هستیم، پس موحد هم هستیم! در حالیکه تا زمانی که ما فکر می کنیم «من، من هستم» و «تو، تو هستی» و «خدا هم یک منِ بزرگتر از بقیه من هاست» و «من و تو و خدا از هم جدا هستیم»، گرفتار شرک هستیم. تا زمانی که در ما «ترس از هر کسی غیر از خدا» و «طمع به هر کسی غیر از خدا» وجود دارد، گرفتار شرک هستیم.

«توحیدِ من» یعنی فقط یک من وجود دارد و او خداست. بنابراین ما وجود مستقلی از او نداریم و همه با هم و با خدا یگانه هستیم. نتیجه عملیِ این «یگانگی ما» این است که: «تو خودم هستی»! پس نفع تو، نفع من است و ضرر تو، ضرر من است! من هرگز به تو که خودم هستی بدی نخواهم کرد و حتماً به تو که خودم هستی خوبی خواهم کرد!

در حقیقت هر انسانی یک «منِ الهی» یعنی یک «هسته خدایی» است که اگر بگوید «لا اله الّا الله» شکوفا خواهد شد. تا حدّی که اگر بگوید «بشو»، «می شود»! (کن، فیکون…) «من الهی» داراست و همه چیز را برای همیشه دارد و ذره ای ترس برای از دست دادن ندارد. اما غفلت احمقانه از این «منِ الهی» ما را در دنیایی از معضلات گرفتار کرده و برای حل این معضلات هم به اشتباه رفته ایم. مثلاً:

ما دارا و توانا بوده و هستیم. فقط کافی است مانع رسیدن رزق مان نشویم. اما چون این را فراموش کرده ایم، دست و پا می زنیم تا به هر معامله ای به دارایی برسیم! ما سالم بوده و هستیم. اما بخاطر غفلت از من الهی مان، گرفتار انواع بیماری ها شده ایم و بعد برای درمان به انواع داروها و درمان ها چنگ می زنیم و روز به روز هم بیمارتر می شویم…

در واقع برای رفع مشکلات مان سعی کرده ایم به علم برسیم اما از آنجا که مردمی وارونه هستیم، علم حقیقی را هم کنار گذاشته ایم و به «علم زندگی در ته چاه» بسنده کرده ایم. یعنی ما در یک چاه گرفتار شده ایم و بعد به تدریج یاد گرفته ایم که «چگونه در ته چاه زندگی بهتری داشته باشیم»! حالا اگر از این چاه بیرون برویم آیا اصلاً به این علم دیگر نیازی هست؟! ما می توانیم با «تسلط بر علم لغات» و «استفاده از کتاب علم حقیقی یعنی قرآن» همه معضلات کوچک و بزرگ مان را حل کنیم. در حقیقت ما نیاز به یک «بازتعریفی از لغات» داریم!

مرکز آرمانشهر مهدوی، با توجه به گفته های رهبری، سال هاست که در زمینه «توحید کاربردی»  و «مهدی شناسی کاربردی» فعالیت دارد و اکنون در حال ساخت یک جامعه کوچک الگویی است.

برای ساختن این جامعه آرمانی، ۱۴ کارگروه فعالیت خود را در دو گروه کلی آغاز کرده اند:

تعاون تأمین منافع اخروی شامل دو کارگروه است:

  • کارگروه فکر
  • کارگروه ذکر

تعاون تأمین منافع دنیوی شامل ۱۲ کارگروه است:

  • کارگروه معیشت و رزق
  • کارگروه سلامت و بهداشت
  • کارگروه تحکیم بنیان خانواده
  • کارگروه تفریح و نشاط
  • کارگروه عدل و قسط
  • کارگروه حمایت از ضعفا
  • کارگروه صلاح
  • کارگروه مشاوره
  • کارگروه امنیت
  • کارگروه جهاد
  • کارگروه دفاع
  • کارگروه ارتباطات و رسانه

این ۱۴ کارگروه برای رسیدن به اهداف شان مراحل اجرایی زیر را پیش رو دارند:

  • بازتعریف کلمات رایج با تفکر خاص و نگرشِ صحیحِ «توحیدِ من» و «تو خودمی»: ارائه تعریف صحیح، به روز،کاربردی به نحو مفید، از کلمات رایج کاربردی در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی اولین و مهم ترین گام است.

هدف از لغت شناسی «رسیدن به فقه در هر مسئله» است. هر کلمه ای پدر و مادر و فرزند  دارد! یعنی اولاً یک شجره و ریشه دارد. موجب و منشأیی دارد و ثانیاً نتیجه و آثار و شعباتی دارد. کلمات شخصیت دارند. کلمه شناسی، رشد علمی پیشرفته آخرالزمان است. خداوندِ خالقِ معانی، خالق الفاظ هم هست. یعنی متناسب با هر معنی یک کلمه هم خلق کرده است. اما ما از کلمه های من درآوردی خودمان استفاده می کنیم! و ربط لغات و معانی را نمی دانیم.

  • بازطراحی طرح های کاربردی و برنامه های اجرایی: به تناسبِ ارائه «تعریف صحیح» از هر کلمه ای، یک «طرح کاربردی» و «برنامه اجرایی» متفاوت ایجاد خواهد شد.
  • ایجاد «پژوهشکده قرآن و حدیث»: لازمه ارائه تعریف صحیح از کلمات، مراجعه به منبع دست اول یا همان کاتالوگ خلقت یعنی کتاب قرآن (و احادیث معصومین) است! آن هم فقط با نگاه «توحید من و تو خودمی».
  • ایجاد «اندیشکده توحید من»: در کنار استفاده از قرآن و احادیث، راه مهم دیگری برای تبیین حقیقت وجود دارد که می تواند برای افراد غیر معتقد به قرآن و حدیث نیز کاربردی باشد!

در اندیشکده با فرض اینکه به هیچ یک از آیات و روایات دسترسی نداریم، با فعال کردن اندیشه درونی، به بررسی مسائل می پردازیم.

  • ایجاد «دانشگاه تخصصی توحیدشناسی و شرک شناسی»: ایجاد «پژوهشکده قرآن و حدیث» و «اندیشکده توحید من» در حقیقت مقدمه ایجاد «دانشگاه» است که خروجی این دانشگاه، «دانشمندِ مدیر» برای تصدی جایگاه های مهم تصمیم گیری و اجرایی کشور و جهان خواهد بود، ان شاء الله.

در پایان، معتقدیم که مردم پیشرفته آخرالزمان، توحیدِ من را بدیهی ترین چیز می دانند و به افق های دورتری خیره شده اند.

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *