با محسنین تا سید حسینی

سه شنبه, 20 فروردین 1398 | 0 | 119

بسم الله الرحمن الرحیم

میلاد با سعادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، حضرت امام سجاد(ع) و حضرت ابالفضل(ع) را خدمت امام زمان(عج) و رهبر معظم و همه‌ی مؤمنین و مؤمنات تبریک عرض می‌کنم.

با مبحثی تحت عنوان «با محسنین تا سید حسینی» در خدمت شما هستیم. کلمه‌ی محسن در واقع با توجه به میلاد پر از نور امام حسین(ع) انتخاب شده است. این بزرگواران همگی -از حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) که مادر فرزندان بزرگواری به نام حسن و حسین و محسن علیهم السلام هستند تا آخر- تحقیقاً جزء محسنین هستند. نام مبارک این حضرات همه از ریشه‌ی حُسن، از ماده‌ی حُسن گرفته شده است. همه‌ی فرزندان امیرالمؤمنین و کسانی که ادامه دهنده‌ خط پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و خط توحید و اسلام حقیقی بودند، از نگاه قرآن محسن بودند.

به طورکلی هر انسانی برای رشد و هدایت و سعادت باید «خوبی ها» و «خوب ها» را بشناسد. خوبی‌ها یعنی چیزهایی که عقلاً، فطرتاً و شرعاً از نظر هر انسانی خوب است. خوب‌ها یعنی کسانی که خوبی و حُسن را در خودشان کاملاً به ظهور رسانده اند. ما باید اینها را بشناسیم تا خودمان را به آن حُسن‌ها متصف کنیم. قرآن کریم به این «خوب ها» می گوید: «محسن». یعنی انسانهایی که واقعاً از نگاه خداوند حَسَن شدند و تمام حُسن را در خودشان محقّق کردند. 194 آیه از ماده‌ی حُسن و مشتقاتش در قرآن کریم آمده است. چرا که ما باید بدانیم محسن کیست و چه ویژگی هایی دارد و سپس این محسن را الگوی خود قرار بدهیم و از او تبعیت کنیم تا به سعادت برسیم.

اولین چیزی که باید به آن توجه کنیم، منبع ما برای تشخیص حقیقت است. محسن حقیقی کیست؟ هر کسی، آمریکایی ها، اسرائیلی ها، مسیحی ها و یهودی ها، همه‌ی فرقه‌ها حتی کسانی که منکر خدا هستند، خودشان را محسن می دانند!! و بعد می گویند هر کس می‌خواهد به سعادت برسد، باید از ما پیروی کند. هیچ کس نمی گوید من بدم و راه من بد است. همه‌ی آدم ها در «خواستنِ خوب» و «ادعای خوب بودن» مشترک هستند. اما کسانی که هدایت نشده اند اشتباه می‌کنند.

حالا چه منبعی حقیقتاً می‌تواند حُسن حقیقی و محسن حقیقی را معرفی کند؟ یقیناً خداوند تبارک و تعالی؛ چون عالِم و محیط به همه‌ی خوبی‌هاست. اصل حُسن و خوبی‌ها از خودِ خداوند است. اول محسن، خودِ خداوند است؛ و بعد کسی که افکار و رفتارش خدایی است. محسنینی که قرآن کریم توصیف کرده، کسانی هستند که از خود خداوند الگو گرفته اند. پس محسن حقیقی را باید از کتاب خدا که تحریف نشده است، بشناسیم. منبع دوم‌مان هم اهل البیت هستند. روایات بسیاری در این زمینه موجود است اما به دلیل ضیق وقت، به بررسی بعضی از آیات بسنده می کنیم.

«بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»{1}

این آیه درباره کسی صحبت می کند که وجه خودش را تسلیمِ الله کند، یعنی دائماً رو به سوی خدا باشد و هیچ وقت پشت نکند و تسلیم باشد. در ادامه می فرماید: «وَ هُوَ مُحْسِنٌ»؛ خدا محسن است. پس کسی که می‌خواهد محسن باشد، باید رو به سوی خدا کند. انسان خودش بد است، «من» بد است. رویکرد انسان به خداوندِ خوب، انسان را خوب می کند، و پشتکرد به خدا، انسان را بد می کند. انسان برای خروج از بدی باید به خداوند که خوب است رو کند و هیچ وقت هم پشت نکند و دائماً رویکردش را تثبیت کند تا جزء محسنین بشود. نتیجه‌ «محسن بودن» چیست؟ اینها ذرّه‌ای «خوف» و ذرّه‌ای «حزن» ندارند. دو عنصری که برای تعریف کامل سعادت و خوشبختی مورد استفاده قرار می گیرند! خوشبخت کسی است که نه غم دارد و نه ترس.

دقت کنید: چه کسی غم دارد؟ کسی که چیزی ندارد. چه کسی ترس دارد؟ کسی که چیزی دارد و نگران است که از دست بدهد! مثل ترس از فقر (از دست دادن مال)، ترس از مرگ (از دست دادن جان) و... انسان یا باید «بی‌نیاز» باشد تا ترس و غم نداشته باشد، یا باید «مالک همیشگی» باشد. محسن کسی است که هرگز نه ذرّه‌ای غم دارد، نه ذرّه‌ای ترس. چرا؟ چون او همه چیز را برای همیشه دارد. « وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»{2}. ملک خدا هیچ وقت از دست نمی رود. لذا خدا هیچ‌ وقت نه می‌ترسد و نه غم دارد. «... تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ...»{3}. خدا ملکش را به هر کسی که بخواهد می دهد. خب به چه کسی می دهد؟ به محسن! محسن کیست؟ کسی که وجه‌اش تسلیم خداوند است و همیشه رویکردش به خداوند تبارک و تعالی است.

«وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلاً»{4}

چه کسی دینش بهتر است از آن کسی که وجه‌ش را به سوی خدا قرار داده و محسن است؟ چه کسی متدین‌تر از محسن هست؟ این یعنی محسنین، متدین‌ترین افراد هستند. «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ »{5} دین بهتر، اسلام ست. پس مسلمان حقیقی کسی است که وجه‌اش به سوی خداوند است، همیشه رویکردش به خداست و هیچ وقت به خدا پشت نمی‌کند. چنین کسی، محسن است. در ادامه به این ویژگی هم اشاره می کند: «وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا»؛ محسن کسی است که از مکتب فطری توحیدی تبعیت می کند.

«وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»{6}

هرکس که همیشه وجهش تسلیم به سوی خدا باشد، (که چنین انسانی محسن است)، همانا که او به «الْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» تمسک پیدا است و عاقبت امور به سوی خداست. یعنی عاقبت مال کیست؟ انسان‌های محسن! این آیه‌ی شریفه علاوه بر تأکید به «تسلیم وجه به سوی خدا»، به «چنگ زدن به ریسمان محکم خدا» هم اشاره می کند. این آیه شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ آیت الکرسی که می‌فرماید: «...فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى...»؛ کسی که به ریسمان محکم خدا چنگ بزند، نجاتش قطعی است. هیچ غم و ترسی ندارد. این شامل چه کسانی است؟ هرکس به طاغوت کفر بورزد و «وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ»! پس محسنین کسانی هستند که به طاغوت کفر می ورزند و ایمان به خداوند دارند. تنها اینها هستند که به عُرْوَةِ الْوُثْقَى چنگ زده اند. «عُرْوَةِ الْوُثْقَى» چیست؟ توحید؛ یعنی ضدیت با طاغوت. ضدیت با کفر و شرک.

کسی که گرفتار طاغوت باشد یا خودش طاغوت باشد، هرگز محسن نیست.  بلکه مسیء است. از اینها باید حذر کرد. باید با اینها مبارزه کرد. محسن کسی است که حتماً «ضد طاغوت» و «مؤمن به توحیدالله» است.

ادامه دارد...

{1} سوره بقره، آیه 112

{2} سوره آل عمران، آیه 189

{3} سوره آل عمران، آیه 26

{4} سوره نساء، آیه 125

{5} سوره آل عمران، آیه 19

{6} سوره لقمان، آیه 22

لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام

ایمیل

نظر شما