علی(ع)، آیت العظمای توحید

پنج شنبه, 08 شهریور 1397 | 0 | 139

علی (ع)، آیت العظمای توحید

بسم الله الرحمن الرحیم

«علی علیه السلام، آیت العظمای توحید»

به نظر شما آن چیزی که حضرت علی علیه السلام، خیلی دوست دارند و به عنوان مهمترین چیز خوب می خواهند ما هم آن را دوست داشته و دارا شویم چیست؟ و اگر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام الآن می خواستند ما را از مهمترین چیز بد نهی بکنند آن چه بود؟ آن چیزی که امیرالمؤمنین علیه السلام از آن بسیار متنفّر هستند که اگر گرفتارش باشیم، این باعث می شود که حضرت نگاه خوبی به ما نگاه نکنند و از ما راضی نباشند، چیست؟ چه چیزی باعث می شود که از ما راضی شوند؟ و چه چیزی از گرفتاری های ما اگر به صورت اساسی از بین برود حضرت رضایت می دهند و مادون آن را چشم پوشی می کنند؟

حقیقت قضیه این است، همه عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام که در پیشگاه خداوند به عنوان یک شخصیت بسیار ویژه و ممتاز بوده و در نزد همه مسلمان ها، حتی فِرَق مختلف اسلامی و حتی در نزد غیر مسلمان ها به عنوان یک شخصیت عظیم القدر شناخته می شود، به خاطر آن اساسی ترین و مهمترین چیز خوب و اصلی است که در حضرت بوده که آن نکته و نقطه اصلی، همان بحث «توحید» حضرت بوده است. علی علیه السلام، حقیقتاً آیت العظمای توحید است. ویژگی امیر المؤمنین علیه السلام که حضرت را ممتاز کرده، «توحیدِ ایشان» بوده است. آن حضرت شاخص هستند برای تشخیص حق از باطل و برای شناخت انسان های حق از باطل. بنابراین اگر کسی می خواهد خوب عمل کند و نتیجه خوبی به دست آورد ملاکش، مقیاسش، شاخصش، الگو و نمونه اش علی علیه السلام و توحیدِ اوست. قرآن کریم در این مورد صحبت کرده است؛ آنجا که می فرماید: «لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ» [1] در روایات در تفسیر این آیه شریفه ذکر شده که این آیه در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام است. پس اگر انسان ها می خواهند با توجه به یک الگوی صحیح خوب زندگی کنند و خوب فکر کنند و خوب عمل کنند، ایشان به عنوان کسی که شاخص صحّت و درستی و خوبی فکر و عمل است، معیّن و مشخص شده و به عنوان الگو قرار گرفته است.

امیرالمؤمنین علیه السلام دارای اسماء الهی بسیار متعالی و بلندی است از جمله «صدیق»، که اسم مبارک آن حضرت است. صدیق عنوان و صفتی است که پیامبر اکرم صلوات الله علیه نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام قرار دادند. صدیق یعنی کسی که در برابر خداوند، اصلاً مقابل نیست، دوّم نیست؛ صدیق یعنی کسی که «چیزی جز آنچه خدا می خواهد، نمی خواهد» و عملی جز عمل الهی ندارد و فکری جز فکر الهی و حرفی جز حرف خدا و حکمی جز حکم خدا ندارد! میان یک صدیق و خدا حتی برای یک لحظه، حتی کمترین اختلاف هم نیست! صدیق یعنی کسی که تمام افکار و رفتارش به صورت دائم، لحظه به لحظه، عیناً آن چیزی است که خدا می خواهد. حال با توجه به این نکته می گوییم: وقتی که قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ....» [2] خداوند شرک را نمی بخشد ولی مادونش را برای هر که بخواهد می بخشد (بنابراین در مورد ما نیز تنها چیزی که امیر المؤمنین علیه السلام آن را نمی بخشد همان شرک است. پس می گوییم: اگر ما در ادعای دوستی با امیر المؤمنین علیه السلام صادق هستیم باید به «توحید» رویکرد داشته باشیم و از «شرک» و مصداق های آن گریزان باشیم.

متأسفانه باید گفت که معتقدین به اسلام و قرآن و اهل البیت علیهم السلام، به آن چیزی که قرآن و اهل البیت علیهم السلام اساساً مطرح کرده اند و گفته اند به آن توجه کنید و اگر از آن غافل شوید، همه چیزتان خراب است، توجّه نکرده اند! این همان چیزی است که متأسفانه ما در محبّتمان نسبت به امیرالمؤمنین از آن غافل هستیم. اهل البیت علیهم السلام، مهمترین توصیه و دستورشان همین «توحید شناسی و توحیدی سازی» و «شرک شناسی و مشرک شناسی و شرک زدایی» است. عقیده توحید و نابودی شرک، مهمترین فکر امیرالمؤمنین و محبوبترین خواسته آن حضرت است که از معتقدین و محبّین خود انتظار دارند.

اگر کسی عقیده باطل داشته باشد، این گونه نیست که اثر آن صرفاً منحصر شده باشد به یک عقیده، و عقیده در عمل و رفتار او اثری ندارد! خیر! عقیده در رفتار انسان اثر دارد.

بدیهی است کسی که تفکّر باطل دارد (یعنی به جای عقیده توحید، عقیده شرک دارد) تفکّرش منتهی به اعمال باطل و نتیجه باطل و خراب می شود. بنا به اعتقاد صحیح، اصلاً تفکّر باطل خودش جرم است! نه این که تفکّر باطل، چون هنوز به مرحله جرم و خطا و رفتار بد منتهی نشده جرم نیست و مجازات ندارد! خیر! و این نگــــــــاه و عقیــــــده امیـــــر المــــؤمنیــــــن علیه السلام اســت. و امام زمان(عج) همان امیر المؤمنین در زمان حاضر است و همان تفکّر را دارد، یعنی معتقد است کسی که تفکّر اساسی و صحیح ندارد به خودی خود خرابکار است و زمین را همین کسانی که عقیده و تفکّر غلط دارند (یعنی تفکّر توحیدی ندارند) فاسد کرده اند. این تفکّر توحیدی الآن در روی زمین جاری و ساری نیست و جهان حاضر، مستعد آن نیست! و بدین خاطر است که امام زمان(عج) غایب است. مهدی(عج) غایب است یعنی امروز تفکّر علی علیه السلام و عملکرد امیرالمؤمنین غایب است! وقتی که امیرالمؤمینن غایب است حتما فکرش و عملش غایب است!

و«ما باید به امیر المؤمنین(ع) برگردیم».

اگر شما در طول تاریخ اسلام می بینید که مسلمین مشکلات داشتنـــد، به خاطــــر این اسـت کـــه آن جایی که باید انگشت توجّه می گذاشتند (که موضوع توحید و شرک بوده) نگذاشتند! و شیاطین و دشمن های پنهان، چه احمق ها و چه آگاه های متظاهر به دین که از همه بدتر بوده و نقش اساسی تر را در فجایع ایفا کردند، مانع توجّه به این موضوع مهم شده اند!

امام راحل(ره) فرمود: «علماء اعلام باید مردم را با توحید آشنا کنند». اصلاً این سخن خود به این مفهوم است که: «مردم با توحید آشنا نیستند».

علمایی بودند که در زمان امام راحل(ره) ایشان را تکفیر می کردند!! تا چه رسد به این که این تفکّر در مردم آموزش داده شود و مردم با این تفکّر آشنا شوند. همچنین این سخن به این مفهوم است که: «مسئله اصلاحات بر می گردد به مسئله تفکّر و فهم توحید و شرک».

هرچه که مردم زمین با توحید علوی که همان توحید مهدوی است آشناتر شوند، شرایط ظهور ایشان فراهم تر می شود. هرچه که مردم از توحید مهدوی و علوی دورتر بشوند، غیبت و بُعد و دوری حضرت بیشتر می شود. این یک قاعده است. این جور نیست که گمان کنیم مردم با توحید مهدوی و با تفکّر مهدوی آشنا هستند ولی در عین حال مهدی(عج) قهر کرده و ناراحـت اسـت و غـایب شـده است! نه خیـر! مــردم بیگانـــــه هستند، حال چه کسی باید مردم را با توحید علوی و مهدوی و با عملکرد علوی و مهدوی آشنا کند؟ یقیناً علماء. اما کدام علماء؟ آن هایی که واقعا به تفکّر توحیدی و رفتار توحیدی مهدوی عالِم هستند، نه گروه مدّعیان علم که اساس توحید را می زنند، اساس معارف را می زنند و خود اساس اختلافات و اساس مشکلات هستند؛ آن هایی که ادعای عالم بودن کرده و می کنند، اما بالاترین خسارت ها تا کنون از همین ها ناشی شده و می شود!

در پایان توجّه شما را به این نکات مهم و اساسی جلب می کنم:

* با نگاه توحیدی است که می توان بحث مدینه فاضله علوی و مهدوی را مطرح کرد .

* نگاه توحیدی امری است که به تمامی حوزه های فکری قلبی روحی و رفتاری انسان مربوط است.

* نگاه توحیدی راه حل همه مسأله ها و علاج همه دردها و رفع مشکل ها است.

* مشرک هم می گوید: «فقط یکی» و آن یکی، فقط خودم!! امّا از نظر موحّد عبارت« فقط یکی» یعنی: «فقط خدا»، پس توحید یعنی: « فقط یکی و آن یکی فقط خدا».

[1] سوره مبارکه صافات، آیه 61

[2] سوره مبارکه نساء، آیه 116

متن حاضر، چکیده سخنرانی استاد گرانقدر، حجت الاسلام و المسلمین سعید عبداللّهی است که به صورت بروشور توسط معاونت فرهنگی مرکز آرمانشهر مهدوی، به چاپ رسیده است.

 

برچسب‌ها:

لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام

ایمیل

نظر شما